پیرزن ادامه داد:" روزی یک نفر به من گفت که محصولات زمین به حدی است که نیازهای ما را تامین می کند ولی به حدی نیست که بتواند ما را به طمع بیندازد."

 

 

مفهوم شیفتگی این است:" آفرینش تصویر فردی در ذهن و عدم آگاهی اش از اینکه آن تصویر چیست." شیدایی نمک زندگی بود و به زندگی لذت بیشتری می بخشید.

 

 

عشق یعنی تقسیم دنیا با فردی دیگر ... آن ها کوه ها و درختان یکسانی را دیده بودند ؛ هرچند هر یک با دیدی متفاوت به آنها نگاه کرده بودند.

 

 

خداوند با سخاوتمندی خرد و عشقش را در اختیار ما قرار داده است و یافتن آنها بسیار آسان است. اما مسئولیت ما بسیار خطیر است ما در این لحظه از تاریخ باید قدرت هایمان را گسترش دهیم. باید باور کنیم که جهان به جهان چهاردیواری ما محدود نمی شود. باید نشانه ها را بپذیریم و از قلب ، رویاهایمان را تبعیت کنیم. ما مسئول تمامی وقایعی هستیم که در این جهان رخ می دهد. با قدرت عشق و اراده مان می توانیم سرنوشت خود را همچون سرنوشت دیگران دگرگون سازیم.

 

روزی از راه خواهد رسید که گرسنگی با معجزه افزایش نان از میان خواهد رفت.

 

روزی از راه می رسد که قلب انسانی عشق را می پذیرد و وحشتناک ترین تجربه انسانی یعنی گوشه نشینی که بدتر از گرسنگی است از چهره زمین پاک می شود.

 

روزی از راه خواهد رسید که درها بر روی نیازمندان گشوده می شود ، به نیازهای نیازمندان پاسخ داده می شود و چشمان گریان تسلی خواهند یافت.

 

وقوع چنین رخدادی برای کره زمین مدت زیادی به طول خواهد کشید. اما برای هر یک از ما می تواند فردا باشد. هر کس فقط باید حقیقت ساده ای را بپذیرد:" عشق به خداوند و عشق به دیگران راه را به ما نشان می دهد. نقایص ، فلاکت ها ، نفرت های سرکوب شده و لحظات ضعف و نا امیدی ما هیچ اهمیتی ندارند. اگر ابتدا به درمان خود بپردازیم تا بتوانیم به دنبال رویاهایمان باشیم ، هیچگاه به بهشت نمی رسیم. از طرفی ، اگر نقایص خود را بپذیریم و معتقد باشیم علی رغم آنها مستحق خوشبختی هستیم، آنگاه است که پنجره ای بزرگ را گشوده ایم تا عشق راه یابد. به تدریج ، نقایص مان ناپدید می شوند چون انسان شاد می تواند فقط با عشق به دنیا بنگرد؛ نیرویی که دنیا را احیا می کند.

 

 باز هم برگرفته از کتاب فرشته نگهبان ... پائولو