کلام دوازده
اولین پخش ....
بعضی لحظه ها خیلی هیجان انگیز هست. ادم نمی دوونه چطوری باید از احساسش بگه ولی خیلی جالب هست.
چند ماه پیش . حدود شش ماه . اگه اشتباه نکنم.... وسط های تابستان بود... تمرین ما برای شروع مجله خبری اغاز شد. چهار نفری.... البته با یک تاخیر یک ماهه شدیم چهار نفر... تب مجله همه باشگاه را گرفته بود . سرویس های خبری یک جوری و انتخاب گوینده ها هم برای ما نوعی دیگه.... جلسه های نه صبح سوژه ها که بدو بدو می رفتیم پخش . بعدش هم که جلسه ها باشگاه تشکیل میشد.
تمرین های استدیو پخش توی گرمای تابستان.... و هیجان اینکه بالاخره کی انتخاب میشه...... توی اوون زمان ها کسی راجع به اینکه کی حذف میشه و کی می ممونه حرفی نمی زد و همه تلاش می کردن برای مووندن.....
حس قرار گرفتن توی استدیو برای بار اول و دوربین و وله شروع و ............ همه استرس زا بود. خوب ضبط پلاتو با دوربین تصویربردارهای خودی و محیط متفاوت باشگاه خیلی فرق داشت با قوانین استدیو.... کار با دو دوربین. بدون اتوکیو و من که همه پلاتو ها را حفظ می کردم........
روز اول از استرس موقع سلام ورق ها رو توی دستم جمع کرده بودم ... ناخوداگاه که وقتی ضبط تمام شد و فیلم شاهد را دیدیم فهمیدم چقدر استرس داشتم.
گذشت و گذشت و گذشت.......... چند ماه بعد........ مجله خبری شروع شد... الان بیش از چهار ماه هست که هر شب ساعت 19:15 پخش میشه ....
یادم نمیره پخش اول بچه ها رو .... خیلی هیجان داشتم. با اینکه بهمون قول داده بودن همه جلوی دوربین می ریم ولی می دوونستم اصلا اینجوری نیست . خلاصه اینکه همه چی به خوبی و خوشی تمام شد و قصه من از مجله خبری جدا شد. رفتم خبر بیست شبکه خبر .... گوینده سایه روشن ها با اقای غلامی ..... یک مدت من تنها گوینده بودم ... بعدش گفتن فقط گوینده های شبکه باید سایه روشن بخوونن که دوباره شروع کردیم. اینبار همراه با پلاتو....
برای گرفتن پلاتوهای سایه روشن همه جا سر زدیم.... از کاخ نیاوران و سعد اباد تا فرودگاه مهراباد و اجلاس سران و کتابخانه ملی و چاپخانه روزنامه اطلاعات و سایت جام جم وووووووووووو پارک ملت ............ و داستان ادامه داشت تا تقریبا دو هفته پیش ........
برگشتن به مجله خبری به عنوان دبیر تحریریه و مطرح شدن موضوع اجرا ..... و دیشب که پخش اول بود....
من میگم پخش اول مثل سقوط ازاد هست .... اولش استرس داری ولی بعدش احساس خوبی داری که انگار معلق توی فضا هستی.......
دیشب خیلی عالی بود ... البته اجرای خودم را نمیگم ........ که چون بار اول بود احتیاج به کلی تمرین داره و زمان تا جا بیفتم ولی محیط قبل از پخش و سکوت و ارامش تحریریه و ....
دیشب اقای کیایی تمام مدت توی استدیو بودن.... توی تاریکی پشت دوربین ها نشسته بودن و نگاه می کردن....... اقای موسوی و اقای اکبرزاده هم توی اتاق فرمان بودن.... با اینکه زمان پخش گزارش ها جناب موسوی هی میومد داخل استدیو و انرژی مثبت بود......
دیشب چون پخش اول بود همراه اقای کارگردان و صدابردار اوومدیم داخل استدیو و برایم توضیح دادن که دقیقا چیکار کنم ... تازه اقای حسین زاده هم گوینده 19 بودن که اول تبریک بهم گفتن و روحیه دادن....
بعدش که اوومدم بیرون اس ام اس ها شروع شد.... و تلفن ها ....... حس خوبی بود..... حسی که باید گوینده باشی و بار اولت باشه که بری جلوی دوربین تا حسش کنی ............
خلاصه اینکه دیشب تمام شد ... همه کمکم کردن تا پخش اول به خوبی و خوشی تمام بشه......
شب خوش . خدانگهدار..........